خرید بک لینک

از بيشمار آدمهايي


که توي صف مي ايستند


توي صف مي نشينند


 و توي صف خوابشان مي برد


تنها مادرم را دوست دارم


که شعار نمي دهد...


و درد مفاصلش از محافظه کاري نيست


او تنها بقاي خانواده برايش مهم است


و سازش کاري اش هيچ ربطي به شعور جمعي ندارد


از بيشمار آدها


از بيمشار


تنها مادرم را که در جدال اصالت و عصيان


هنوز روستايي فکر مي کند


روستايي توليد مثل مي کند


و روستايي اگر نايي داشته باشد


با حرکات منقطع دستمالش رقص...


از بيشمار آدمها


تنها مادرم را که صف هاي بي حيا-خوش بانکها


هنوز نتوانسته اند تخيلش را از صبوري تهي کنند


هنوز مادرم را


 که بي محابا يک زن است و


 بي مزايا خانه دار


حسابش پاک است


 


(امين حيدري) 


 

برچسب: شعر نو,شعر نو عاشقانه,شعر نو زیبا,شعر نو کوتاه,شعر نو مادر,شعر نو درباره ماه,شعر نو پدر,شعر نو درباره شب,شعر نو پاییز,شعر نو سکوت, نویسنده: کاوه زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 1:29

صفحه بندی